همه زندگیمون این بود که برسیم ته خط بریم سراغ اسباب بازی فروشی هایی که برامون مثل یه قصر باشکوه پر از گنج بودن

خاطرات کودکی محاله یادم بره ! شما چطور ؟

 

اون وقتا بوی نون و ریحون یه مزه دیگه ای به کبابای« شاه عبدالعظیم » می داد خصوصا وقتایی که با اصرار ما به جای ماشین خودمون سواراتوبوس دو طبقه های قدیمی می شدیم که مثل غول قصه ها , از دل تهرون بیرون می زد و لابلای زمین های سبزی کاری شده شهر افسانه ای ری بالاخره خودشو یه جوری – سینه خیزم که شده – به مقصد می رسوند

یادش به خیر چقدر سر  نشستن روی صندلی جلوی طبقه دوم اتوبوس  با داداشم دعوا می کردیم که کی سر بشینه و نقش راننده رو بازی کنهاسباب بازی فروشی , عروسک فروشی , هدیه تولد کودک ,اسباب بازی , عروسک , هدیه

تو دنیای خیالیمون مثل آدم کوچولای کارتون بلفی و لیلیبید بودیم که دارن می رن تا یه ماجرای شگفت انگیز تازه رو تجربه کنن که اونم چیزی نبود جز اسباب بازی

همه زندگیمون این بود که برسیم ته خط بریم سراغ اسباب بازی فروشی هایی که برامون مثل یه قصر باشکوه پر از گنج بودن قایق حلبی که اگه توش نفت می ریختی و کبریت می کشیدی حرکت می کرد

مسلسلای مشکی خوش دست که یادمه از پلاستیک درجه ده درست شده بود و به شلیک هفتم نرسیده می شکست , قوری و سماورای کوچولوی خوشگل ، عروسکایی که وقتی سر پا بودن توچشمات نگاه می کردنو وقتی می خوابیدن چشماشونو می بستن و طرحشونم بیشتر شبیه نقاشی های دوران قاجار بود , شمشیرای غلافدار دزدای دریایی و هزار و یه چیز دیگه

پدرم همیشه می گفت: پسر تو این همه اسباب بازی داری اینا رو می خوای چیکار؟

راست می گفت شمشیر و نقاب زورو, اسلحه های فلزی,دستگاه پخش کارتون دستی که او موقع ها (اوایل جنگ)مثل یه لنگه کفش تو بیابون بود آخه برنامه کودک فقط ساعت 5 تا 6 پخش میشد و نود درصد شو مجری یا صحبت های آموزنده می کرد !یا نقاشی نشون می داد

. . . .

خوب و بدش اون روزا گذشتو غبار ایام رو سر و روی ماهم نشست

بعد سالها حالا می فهمم که چرا اون اسباب بازی های ساده رو خیلی بیشتر از اسباب بازی های پر زرق و برقم دوست داشتم

یه حسی بهم می گفت اینا مال خودمونه ,مال آب و خاکمونه.عرق مردای مردِ این مرز و بوم به خاطرش ریخته شده

 آره همه اونا بوی عطر « ساخت ایران » رو میدادن

تو اسباب بازیام یه فیل داشتم که چون چهار تا چرخ داشت به نظرمتمدن می یومد. یه نخ بهش بسته بودم و خیلی مودبانه هر وقت می خواستم دو متر عقب تر از من حرکت می کرد و . . .
اما زمونه عوض شد
حالا بچه ها ماشیناشون دومتر که نه ! بیست متر جلوتر از خودشون حرکت می کنه تازه اگه حساب هواپیمای رادار گریز  و هلی کوپتر چینی و ناو جنگی رو برای پسرا و زیبای غربی رو

برای دخترا جدا کنیم . از اون روزا خیلی گذشته . ری برای خودش رنگ و لعابی بهم زده و بازارهای بزرگ و جدیدی

تو گوشه و کنارش شکل گرفتن ولی « شاه عبدالعظیم » همون « شاه عبدالعظیمه » و همیشه هم همون جوری باقی می مونه ؛ باشکوه و پرهیبت

اسباب بازی فروشی , عروسک فروشی , هدیه تولد کودک ,شهر ریی

حالا اسباب بازی هم برای خودش بازارای گنده داره از مولوی و پاساژ نیک و موثقی بگیر تا شرکت هایی که رسمی و غیر رسمی زحمت این محصول استراتژیک  رو به دوش گرفتند
یه بازار مکاره درست و حسابی  که بعضی وقتا اون گل و گوشه ها  بعضیا سنگ خودشو نو به سینه می زنن مثلا دو مدلشو براتون « بگم »

1.یکی پشتشو می کنه به دنیا بی توجه به هجوم اسباب بازی های خارجی که بیش از 90 درصد بازارو تسخیر کردن بی توجه به اینکه فقط کمتر از 10 درصد بازار خودمون تو دستمونه به نام  کار فرهنگی فقط اسباب بازی هایی را  که به نظرش فرهنگین می فروشه و به روش عرفی ” جدا می کنم سوا می کنم پولشم نمی دم . . . ” عمل می کنه .

خدا قوت ؛خسته نباشی ! ولی انصافا یا کارتو بکن اسم فرهنگی روش نذار یا اگه واقعا کار فرهنگی

می کنی برای فرهنگ و محصول همه تولید کننده ها ارزش بذار !

2. و اما اون یکی به عنوان فعالیت اقتصادی سود آور ! ! ! دور دنیا رو می گرده تا از چین و ماچین برامون گلچینشو بیاره اون وقت یه جوری تولید خارجی رو با تولید داخلی مقایسه می کنه و طوری (از بالا به پایین ) به جنست نگاه می کنه که اگه ندونی فکر می کنی «کمپانی متل » مال اونه . تو هم خسته نباشی  . ولی برادر بخر و بیار و بفروش و ببر (سودشو )اما شخصیت جنس هموطنتو زیر سوال نبر

باور کن همونطور که برای فروش اسباب بازی های  کل بشریت تبلیغ می کنی اگه فقط 10 درصد نه شایدم 5 درصد اون برای جنس هموطنت تبلیغ کنی تولید داخل رونق بیشتری میگیره

. . . .

اینطوریه دیگه ! باید ساخت !
اون قدیما بودن آدمایی که فکر می کردن :
چو آید زپی دشمن جان ستان                   ببندد اجل , پای اسب دوان
در آن دم که دشمن پیاپی رسید                کمان کیانی نشاید کشید  ( سعدی )
ولی امروز زیادن کسایی که تو عمق قلبشون ایمان دارن :
چو همت نمایند ایرانیان                          به نیکی کشند این کمان کیان  ( شکیبا )
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید      دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد ( حافظ)

زیادن عزیزایی که کمر همت بستن تا محصول خوب بسازن و دست آینده سازای فردای ایران بسپارن مردا و زنایی که خستگی را خسته می کنن تا  یه اسباب بازی با طرح و فکر ایرانی درست کنن یا برای بار چندم فارغ از بی مهری روزگار به محصولات خودی ,تلاش می کنن تا قدمای محکمتر و مطمئن تر از قبل بردارن و همینطور خیلی کسای دیگه .

کسایی مثل استاد زردشت هوش ور  که تو سن 80سالگی با عشق و علاقه تموم موزه اسباب بازی راه میندازه و به کارش افتخار می کنه

اسباب بازی فروشی , عروسک فروشی , هدیه تولد کودک ,موزه اسباب بازی

آفرین باد به همه شما فرزندای با غیرت این آب و خاک مرحبا به همت بلندتون که شایسته بهترین درودها هستین همه شمایی که در این « تنهایی دل انگیز تولید کننده های اسباب بازی »  با شجاعت تموم چراغ این صنعت  را روشن نگه می دارین

منبع : https://www.toyinfo.ir (استفاده از مطالب سایت فقط برای مقاصد غیر تجاری و باذکر منبع بلامانع است )

کد QR برای:  خاطرات کودکی محاله یادم بره ! شما چطور ؟

۰ نظر

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

هشت − 4 =